اصطلاحات انگلیسی | آب و هوا |قسمت سوم

جملات و اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی در مورد باد، طوفان، مه، دمای هوا و …

Wind, storm, fog, temperature

در ادامه پست های قبلی جملات ضروری و رایج انگلیسی در مورد آب و هوا، باد، طوفان، گردباد، آفتاب، مه، رطوبت، درجه هوا، سرما و گرما و … ارائه شده است.


21- مه غلیظی هست. بیش از چند متر جلوتر را نمی توانم ببینم.

There’s a thick fog/mist. I can’t see more than a few meters ahead


22- مه دید را کاهش می دهد.

Fog reduces visibility


23- به علت مه غلیظ دید کم است.

Visibility is low because of a dense fog


24- در مه باید از نور پایین استفاده کنید.

You should use low beams in the fog


25- مه از ذرات بسیار ریز آب تشکیل شده که در ارتفاع پایین در هوا معلق می مانند.

Fog is made up of tiny particles of water that hang low in the air


26- مه رطوبت را افزایش می دهد.

increases humidity/ moisture


27- دیشب یخبندان شدیدی داشتیم.

We had a hard frost last night


28.اینجا زمستان ها سرمازدگی زیاد است.

Frostbite is common here in the winter


29- زمستان گذشته انگشتان پایم، دچار سرمازدگی شد.

My toes were /got frostbitten last winter


30- انگشتان پایش از شدت سرما سیاه شد/ یخ زد.

His toes turned blue/were frozen solid because of the extreme cold


31- از تمام پشت بام ها قندیل های یخ آویزان است.

There are icicles hanging from all roofs


32- امروز صفر درجه سانتیگراد است.

It’s 0C (Zero degrees centigrade) today


 

شما ممکن است این را هم بپسندید