اصطلاحات انگلیسی | علاقمندی ها | قسمت چهارم

در ادامه پست های قبلی در رابطه با علاقمندی ها در خدمت شما هستیم . جملات و اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی در مورد علاقمندی ها: موسیقی، عکاسی، نقاشی و …

Favorites: Music, Photography, Painting, Calligraphy and Miscellaneous


31- اغلب به باشگاه محلی می روم و در آنجا(پرورش اندام- تناسب اندام) کار می کنم.

I often go to the local health club and work out there


32- شیفته شطرنجم.

I am crazy about chess. /I’m chess crazy


33- من و دوستان نزدیکم اغلب دور هم جمع می شویم و شطرنج بازی می کنیم.

My close friends and I often get together and play chess


34- چندین دست شطرنج دارم.

I have a variety of chess sets


35- شطرنج سرگرم کننده است ولی وقت گیر نیز هست.

Chess is amusing but time- consuming as well


36- شیفته فوتبالم. تمام مسابقات را از تلویزیون تماشا می کنم.

I’ m football crazy. I watch all the matches on TV


37- من طرفدار پروپا قرص فوتبالم. بیشتر وقت آزادم را در استادیوم ها می گذارنم.

I am a football fan. I spend most of my free time in stadiums.


38- تمبر/ سکه جمع می کنم. کلکسیون خوبی دارم.

I collect stamps/coins. I have a nice collection.


39- سرگرمی ندارم. آنقدر گرفتارم که نمی توانم سرگرمی داشته باشم.

I don’t have a hobby. I’m too busy to have a hobby


40- من در دو جا کار می کنم و هنگامیکه به خانه می رسم دیگر رمقی ندارم.

I work in two places and by the time I get home, I’m exhausted

شما ممکن است این را هم بپسندید