عبارات و اصطلاحات | خوابیدن و بیدار شدن به زبان انگلیسی | قسمت دوم

در این پست  ادامه جملات ضروری و رایج انگلیسی در مورد خوابیدن، بیدارشدن ، sleeping and waking up ، مشکلات بی خوابی، بیدار شدن، انواع خواب ها، خواب دیدن، خر پف و سوالات مرتبط با خواب و بیداری ارائه شده است. بخش دوم مقاله مربوطه در این مورد .

sleeping and waking up

sleeping and waking up

21- قرص خواب خوردم، اما فایده ای نداشت.
I did take a sleeping pill, but it didn’t help.

22- آیا مشکل بی خوابی داری؟
Are you suffering from insomnia?

23- بله، هرگز خواب عمیقی ندارم.
Yes, I never sleep deeply / soundly.

24- آیا خواب شما سبک/ سنگین است؟
Are you a light / heavy sleeper?

25- معمولاً سر کلاس چرت می زنم.
I usually take a nap in class.

26- معمولاً قبل از اینکه سر کار بروم، در خانه می خوابم.
I usually catch some z’s at home before I go to work.

27- آیا هرگز بعد از ناهار چرت می زنی؟
Do you ever take a siesta after lunch?

28- هرگز خر و پف می کنی؟
Do you ever snore?

29- توی خواب حرف می زنی؟
Do you ever murmur in sleep?

30- چرا دیشب زود به رختخواب رفتی؟
Why did you go to bed early last night?

31- شام خواب آلودم کرد.
The dinner made me sleepy / dozy / drowsy.

32- پای تلوزیون خواب رفتم.
I dozed off / nodded off / dropped off in front of the television.

33- دیشب خواب تو را دیدم.
I had a dream about you last night.

34- دیشب خواب واقعاً عجیبی دیدم.
I had a really weird dream last night.

35- دیشب یک کابوس دیدم. فیلم های ترسناک باعث می شوند خواب های بد ببینم.
I had a nightmare last night. Horror movies give me bad dream.

36- خواب دیدم دارم ازدواج می کنم.
I dreamt that I was getting married.

37- تعبیر خواب بلدی؟
Can you interpret the meaning of dreams?

38- ولش کن، فقط یک خواب بوده.
Come on, it was only a dream.

39- ولی رویا ممکن است روزی به حقیقت بپیوندد.
But dreams may come true some day.

40- همیشه خواب می بینم دارم از یک جایی می افتم.
I am always dreaming that I am falling from a place.

41- بیا مریم را از خواب بیدار کنیم.
Let’s wake Maryam up.

42- نه، بگذار بخوابد. دیشب خیلی خسته بود.
No, let her sleep on. She was so tired last night.

43- وقتی بچه بودم، مادرم برایم لالایی می خواند.
when I was a child, my mother sang a lullaby for me.

مقاله مرتبط با این موضوع

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *